نویسنده: - پنجشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٩
یه روزی،...
یه جایی،...
یه کسی،...
یه جوری،...
صبر داشته باش....
حتی میان خاطراتش جا نداری
چیزی که قبلاداشتی حالا نداری
وقتی که دستش سهم دستانت نباشد
نای نشستن زیر باران را نداری
بیهوده بود ای رود این راهی که رفتی
با دیگران فرقی در این دریا نداری
عشق آتشی سوزان و تو کودکی که
می سوزی اما باز هم پروا نداری
باید از این پس دل ببری از نگاهش
باید بیاموزی،بسازی با نداری...
